۹ تیر ۱۳۸۲

سوال: آیا دی‌وی‌دی جدید دیوید گیلمور را بخرم؟

جواب: اگر تعداد سی‌دی‌هایی که از او دارید بیش از ۴ است بله.

۸ تیر ۱۳۸۲

موضوع امتحان پایان ترم تحلیل موسیقی: به طور سیستماتیک تفاوتها و تشابهات اجرا های «آنی لناکس» و «مریلین منسون» از آواز «رویاهای شیرین» را بر اساس تئوری آدورنو بیان کنید.


وقت: ۱۲۰ دقیقه.
امروز روز رژه برادران و خواهران عزیز همجنسگرای ما در شهر »ک...ی پرور» تورنتو است.
در کتاب حزقیال، باب ۱۶، بخش ۴۹ می‌خوانیم:



Behold, this was the iniquity of thy sister Sodom, PRIDE ...


۳ تیر ۱۳۸۲

این شخص کچل چند وقت پیش همینجا بود و از دیوار راست بالا میرفت. اما من ضمانت میدم که نمی‌خواست جایی رو اشغال کنه.
یک فیلمی هست ماله این دانشجوهای خط امام مال همون موقع که سفارت آمریکا رو اشغال کرده بودند. توش این یارو میردامادی هی میگه: «این روزنامه‌ها که این حرفا رو می‌زنن از آمریکا پول می‌گیرند» خوشم میاد که قاضی مرتضوی هم الان همینو می‌گه.

۲ تیر ۱۳۸۲

آلبوم جدید کله رادیو بسیار نیکو ست، از همه کارهای دیگرشان بهتر و برتر است و تازه الان آهنگ سومش هستم.

۳۰ خرداد ۱۳۸۲

نام فیلم: «برزیل»

عنوان اصلی: Brazil

ژانر: آینده‌گرا، سیاه

نام کارگردان: آقا تری گیلیام

حداقل شعور لازم براي درك: ۱۳۰ در مقیاس IQ

قسمت تاثيرگذار: تعمیرکار تروریست

حالت سيستم قبل ازديدن فیلم: حالا این فیلمم رو هم دیدیم بعد چی؟

حالت سيستم پس از ديدن فیلم : اما فیلمش بد هم نبودا. تازه موزیکش هم باحال بود.


۲۹ خرداد ۱۳۸۲

بخشی از نامه مادری به پسرش قضنفر (املایش چیست؟):


... بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند...

۲۸ خرداد ۱۳۸۲

- شما روزی چند نفر از برادران عزیز همجنسگرا رو در خیابان ملاقات می‌کنید؟

- لطفا سوال خود رو اصلاح کنید.

- شما روزی چند نفر می‌بینید که همجنسگرا نیستند ؟

- حدود ۲۰ درصد توی خیابون یانگ.

- من خودم حالتو می‌گیرم!

۲۶ خرداد ۱۳۸۲

مثل این بار عوض جام باید بشکه زهرو بری بالا! البته من از اینجا دارم برای خودم اظهار لحیه می‌کنم.
در باب مریدان حضرتش.

۲۲ خرداد ۱۳۸۲

حدیث: «کان لم رایت الماتریکس فی الآی مکس کان لم رایتها ابدا»

ترجمه: اگر فیلم ماتریس را در سینمای IMAX ندیدید انگار که آن را اصلا ندیده‌اید.
ادامه نمایشنامه (فیلمنامه):



عدی و قصی دو پسر صدام در آشپزخانه پیتزا درست می‌کنند و با هم جر و بحث می‌کنند:

- توی این یخچال کالباس هم هست.

- اگر از این کالباسای ایرانی باشه، لابد گوشت خوکه، این اسامه نمی‌خوره ها.

- نه بابا، اینا مسلمونن دیگه.

- از من گفتن، این اسامه همیشه این کلاشینکفش آمادست به هر حال.



در داخل اتاق تلویزیون تظاهرات تهران را نشان می‌دهد. صدام با خامنه ای که به تلویزیون زل زده حرف می‌زند:

- می بینم که می‌ترسی این تظاهراتچیا را بزنی.

- آخر مگر به این سادگی است؟ دشمن در کمین یک حرکت اشتباه ما نشسته است.

- [در حال مالیدن شکمش ] من بودم همشونو میدادم یک فصل همین عدی بزند. [رو به آشپزخانه با فریاد ... ] چی شد بچه ها این پیتزای شما؟

اسامه وارد کادر می‌شود:

- «یوصیکم الله فی الاولادکم»!

- اون که در مورد ارثه!

- نه بابا این اسامه نذر کرده بوده که اگه حمله‌های ۱۱ سپتامرش بگیره، دیگه فقط با جمله های قرآنی حرف بزنه.

- ها.

با ادامه!

۲۱ خرداد ۱۳۸۲

اگر این بلاگر جدید خراب بودا، یک فحش آبدار حرومش می‌کردم!
و ما ادراک مالتست؟

۱۵ خرداد ۱۳۸۲

نمایشنامه در ۴/۱ پرده.


[فضا، داخل، ویلای مقام عظمای ولایت در کلاردشت. داخل خانه مثل یک خانه کاملا ایرانی می‌ماند. روی دیوار یک عکس بزرگ از جرج بوش نصب شده و روی آن با رنگ قرمز برای هدف‌گیری دایره رسم کرده و امتیاز بندی کرده اند، یک دارت هم در گوشه آن روي چشم سمت راست آن فرو رفته. خامته‌اي روي مبل نشسته و كتاب مي‌خواند و چاي مي‌نوشد. بن لادن هم در گوشه اتاق با موبايل حرف ميزند و هي ميگويد «تبارك الله». بر روي يك در كنار اتاق يك عكس آفتابه چسبانده اند.


صدام از در وارد می‌شود و به رهبر انقلاب که روی مبل ولو شده و CNN نگاه می‌کند و در حال سفت کردن کمربندش می‌گوید:



- خامنه‌ای! اینجا توی این ویلا کلفت ملفت در کار نیست؟

- نه! ممکن است دشمن بفهمد و کار دستمان بدهی!



بن لادن زیر لب خیلی غلیظ می‌گوید:

- «استغفرالله ربی و اتوبی الیه»



در همین حین صدایی از آشپزخانه به گوش می‌رسد.



ادامه این تئاتر را بعدا در تلویزیون خواهیم دید.

۱۴ خرداد ۱۳۸۲

خوب، حالا من به جایی رسیدم که ول کردن همه چیز و پشت پا زدن به همه اونها خیلی سخت شده، به جایی که نمیتونم یه دفعه همه چیزو ول کنم و برم، یعنی خیلی سخت تره. برای همه همینه، این خاصیت زندگی مدرنه که ما رو اسیر می‌کنه و ولمون میکنه توی بیابون واقعیت. باز هم میگین خدا نمرده؟

۱۲ خرداد ۱۳۸۲

آی آدمها!


من دیدمتان،

آنگاه که وحشیانه پوسته فروتنی خویش را می‌دریدید

و نگاهتان بر سوراخ کلید می‌پوسید.



من خود دیدمتان،

که مرا با دستان خود خفه کردید و

من تنها قطره اشکی بر مزار عزیزکرده‌ای غریب فشانده بودم.



من هم دیدمتان،

آنگاه که تمامی زیبایی را با دوربینهایتان به لجن آنودی کشیدید و

آن را چاپ کردید.



من ندیدمتان،

انگار که من هم با شما یکی باشم،

که هستم.