۲۲ مرداد ۱۳۸۴

گواهی موت




ادامه مطلب قبلی از وبلاگ مستوره محمدی:



معلوم شد که این بنده خدا یکی از شیعیان عربستان بوده که به واسطه ارادت و وظیفه خدمتگذاریش به شیعیان به دنبال ما آمده بود و حتی سعی کرده بود با بوق زدن بر وزن «اللهم سل علی محمد و آل محمد» به ما بفهماند ولی ما متاسفانه متوجه بوقش نشده بودیم. خلاصه، معلوممان شد که شیعیان بزرگترین رشد جمعیت در میان فرق مختلف اسلامی در عربستان را دارند و این برادر، «خولی علی» هم مخفیانه به مراقبت از قبرستان بقیع می‌پردازد و با دادن رشوه به شرطه‌ها، شیعیان را از دردسر نجات می‌دهد. رسیدش را هم نشان داد که برای ما ۳۴.۹۸ دینار رشوه داده بود.



خولی علی پیشنهاد کرد که به هیئات آنها در محله «قربله النسا» برویم. سوار ماشینش شدیم که جای شما خالی بسیار خنک بود و در آن گرما روحمان را، انگار که جبرییل را دیده باشیم، تازه کرد. در ماشین با دیدن بطری نوشابه «بارسی کولا» بسیار محظوظ شدیم و خولی علی هم با شعف خاصی اعلام کرد «ها! صنع فی ایران الاعجمی! اللهم انعمتنا، فزد! فشرب ایتها الاخواتی!» که ما هم هرکدام یک لیوان از آن خوردیم که مزه عجیب ولی مطبوعی میداد.



به هیئات «محبان علی» که رسیدیم بسیار خواب‌آلود بودیم و زیاد حوصله نداشتیم. اما مرد خوشرویی موسوم به «ابو قباضه» می‌خواست همه جای هیثات را به ما نشان بدهد و وقتی دید که بی‌حالیم با مهربانی به هرکداممان یک لیوان قهوه داغ داد که اول سر حالمان آورد ولی بعد از مدتی هر دو به خواب رفتیم. در خواب دیدم که در وسط بیابان حجاز در خیمه ای نشسته بودم و شیر شتر میخوردم. از خیمه که بیرون رفتم دیدم، شتری در کنار خیمه مشغول خوردن نجاست است. در خواب فهمیدم که شترش نجاست‌خوار بوده است و از خواب پریدم. از خواب که بیدار شدم دیدم به خوابگاهمان با خواهران دیگر برگشته‌ایم. فهمیدم که خولی علی، با کمک قباضه دختر ابو قباضه ما را درهمان خواب و بیداری به خوابگاه رسانده.



دیروز مبینا را دیدم و برایم تعریف کرد که او هم اتفاقا در «محبان علی» خواب دیده بود که شیر شتر می‌خورده.

۷ نظر:

Azad گفت...

:)) afarin

ناشناس گفت...

vaaaay,aaali bood Kaveh.
Zan-e kurd.

Amir گفت...

u rock khouli-dude!

soghra گفت...

hey refigh man ie soaal daaram, migam ke chetori-e ke shoma sharifia inghadr sathi-o kale pook hastid? weblogatoono ke mikhoonam az khande roodebor misham aslan harfi baraie goftan nadarid joz inke penhani ya ashkara ghoorboone khodetoon berid, ie mosht kale pooke ahmagh ke ba afrade kale pook tar az khodeshoon migardand ke tarif o tamjid beshan.kaaretoon ham rol bazi kardane ke masaln be nazar baahoosh biaan hich gooziam nistid,

refigh گفت...

sharifi jado abade man nist.sharifi oun link-aii oun adamaie gozie ke oun kenar gozashti az ghabile hossein chose va maryam ane va morad goozoo va baghieie chosaaie dige ke hich gozi nistand va har ja ie adame bahoosh mibinan mesle moosh mishan

amir گفت...

سلام ببخشيد اگه نوشتم ربطي به موضوع بحث نداره. من امير هستم، که با همسرم نرگس تو وبلاگ عاشقانه هاي نرگس مينويسيم. مدتي بود که با مشکل پيامهاي زشت و زننده مواجه بوديم و مجبور شديم قسمت پيامها رو ببنديم. من براي حل مشکل يه سيستم پيامگذاري طراحي کردم. این سیستم پیام گذاری شما را قادر میکند که جلوی پیامهای ناشایست و یا پیامهایی که بدلایل شخصی نمیخواهید در وبلاگتان قرار گیرد را بگیرید. این سیستم کاملا مجانی است و استفاده از آن بسیار ساده است. امیدوارم که اینکار بتواند به وبلاگهای ارزشمندی که بخاطر وجود عده ای بی شخصیت مجبور شدند قسمت پیام گذاری وبلاگشون رو حذف کنند کمک کنه. من الان اين سيستمو دارم براي وبلاگ خودم و همسرم استفاده ميکنم. اگر شما هم در وبلاگتون با چنين مشکلي مواجه هستيد ميتونيد از اين سيستم که کاملا رايگانه استفاده کنيد. براي استفاده از اين سيستم نياز به نصب هيچگونه نرم افزار و يا تغيير در سيستم کامپيوترتون نداريد. آدرس وبسايتش هست: http://www.safainla.us/comments

ناشناس گفت...

Kos nagoo, Kaveh!