حالا كم كم ميفهمم ...
اين وبلاگنويسها همشون انگاري بد جوري جوادن!
Aug 20، 2002
Aug 16، 2002
Aug 15، 2002
ديروز به طور اتفاقي رفتبم موزه: مجموعه آثار سورراليستها كه از موزههاي اسراييل و غيره آورده بودند. يك شانه آهني گذاشته بود اين مرتيكه مارسل دوشان به عنوان «شانه»!
- آخه اين پارك جنگلي كه ميگين پر از خرسه مگه نه؟
- خوب آره ديگه. جنگله تو كانادا ديگه!
- خوب بعد اين خرسا به آدما احيانا حملهاي چيزي نميكنن؟
- اگه غذاهاتو بيرون بگذاري و عسل و اينجور چيزا تو دست و بالت باشه چرا!
- خوب پس بهتره از اين پيكنيك صرفنظر كنيم نه؟
- نه من چند تا دوست خرس دارم كه كمكمون ميكنن.
- خوب آره ديگه. جنگله تو كانادا ديگه!
- خوب بعد اين خرسا به آدما احيانا حملهاي چيزي نميكنن؟
- اگه غذاهاتو بيرون بگذاري و عسل و اينجور چيزا تو دست و بالت باشه چرا!
- خوب پس بهتره از اين پيكنيك صرفنظر كنيم نه؟
- نه من چند تا دوست خرس دارم كه كمكمون ميكنن.
Aug 13، 2002
نام كليپ: «مسكن»
عنوان اصلي: Pain Killer
نام گروه: يهوداي كشيش (Judas Priest)
ژانر: فلز سريع(speed metal )
حداقل شعور لازم براي درك: 100 (در مقياس IQ)
صحنه تاثيرگذار: قيافه كشيش موقع پايان آواز
حالت سيستم قبل از شروع كليپ: حالت بيحال
حالت سيسنم پس از پايان فيلم: نا اميد
عنوان اصلي: Pain Killer
نام گروه: يهوداي كشيش (Judas Priest)
ژانر: فلز سريع(speed metal )
حداقل شعور لازم براي درك: 100 (در مقياس IQ)
صحنه تاثيرگذار: قيافه كشيش موقع پايان آواز
حالت سيستم قبل از شروع كليپ: حالت بيحال
حالت سيسنم پس از پايان فيلم: نا اميد
Aug 12، 2002
نام فيلم: «داستان جلف»
عنوان اصلي: Pulp Fiction
نام كارگردان: آقا كوينتين تارانتينو
ژانر: حادثهاي، الكي
حداقل شعور لازم براي درك: 130 (در مقياس IQ)
داستان: حوادثي در شهر لسآنجلس دنبال ميشود.
صحنه تاثيرگذار(انتخاب اتفاقي): تجاوز به عنف به مردي سياهپوست
حالت سيستم قبل از شروع فيلم: حالت برانگيخته
حالت سيسنم پس از پايان فيلم: تعادل گرمايي با محيط
عنوان اصلي: Pulp Fiction
نام كارگردان: آقا كوينتين تارانتينو
ژانر: حادثهاي، الكي
حداقل شعور لازم براي درك: 130 (در مقياس IQ)
داستان: حوادثي در شهر لسآنجلس دنبال ميشود.
صحنه تاثيرگذار(انتخاب اتفاقي): تجاوز به عنف به مردي سياهپوست
حالت سيستم قبل از شروع فيلم: حالت برانگيخته
حالت سيسنم پس از پايان فيلم: تعادل گرمايي با محيط
Aug 8، 2002
نام فيلم: «در دل وحشي»
عنوان اصلي: Wild at Heart
نام كارگردان: آقا ديويد لينچ
ژانر: عشقي، حادثهاي، موزيكال، لينچي
حداقل شعور لازم براي درك: 100 (در مقياس IQ)
داستان: مرد و زني عاشق يكديگر ميشوند ولي مادر دختر مخالف ازدواج آنهاست و مشكلاتي بر سر راه آنها قرار ميدهد.
صحنه تاثيرگذار(انتخاب اتفاقي): مردي به دنبال دست قطع شدهاش ميگردد و سگي آن را ميبرد.
حالت سيستم قبل از شروع فيلم: آماده هر اتفاقي
حالت سيسنم پس از پايان فيلم: حالت پايه
عنوان اصلي: Wild at Heart
نام كارگردان: آقا ديويد لينچ
ژانر: عشقي، حادثهاي، موزيكال، لينچي
حداقل شعور لازم براي درك: 100 (در مقياس IQ)
داستان: مرد و زني عاشق يكديگر ميشوند ولي مادر دختر مخالف ازدواج آنهاست و مشكلاتي بر سر راه آنها قرار ميدهد.
صحنه تاثيرگذار(انتخاب اتفاقي): مردي به دنبال دست قطع شدهاش ميگردد و سگي آن را ميبرد.
حالت سيستم قبل از شروع فيلم: آماده هر اتفاقي
حالت سيسنم پس از پايان فيلم: حالت پايه
Aug 7، 2002
Aug 6، 2002
زندگی به طور کلی و منطق آن: ۴۲
بخش دوم: انسانشناسی به معنی واقعی کلمه
۱) انسان تنها موجود زندهايست که در محيط هوا میتواند ارتباط کلامی پيچيده برقرار کند (حرف بزند)
۲) احتمال زياد دولفينها و نهنگها نيز میتوانند در محيط آب حرف بزنند.
۳) انسان تنها موجودی نيست که محيط زندگی خويش را مطابق شرايط خويش تغيير میدهد، اما تنها موجودی است که با اين کار تعادل محيط خويش را به هم میريزد.
۴) انسانها تمامی درجات هوش را از خود بروز میدهند، هوش چه از انسان به انسان، چه از زمانی تا زمان ديگر دچار تغيير میشود. جالب است که اين پراکندگی در انسان از تمام موجودات ديگر بيشتر است.
۵) دولفينها و نهنگها به مراتب بيش از آدمها خوش میگذرانند.
۶) انسان به راحتی میتواند تمام سياره را با تمام موجوداتش نابود کند.
۷) مورد بالا نشان دهنده قدرت انسان نيست بلکه صرفا نشاندهنده حقارت محل زندگی اوست.
۸) تاريخ و آزمايشات علمیتر نشان دادهاست که بر خلاف تصور رايج انسان اشرف مخلوقات نيست.
بخش دوم: انسانشناسی به معنی واقعی کلمه
۱) انسان تنها موجود زندهايست که در محيط هوا میتواند ارتباط کلامی پيچيده برقرار کند (حرف بزند)
۲) احتمال زياد دولفينها و نهنگها نيز میتوانند در محيط آب حرف بزنند.
۳) انسان تنها موجودی نيست که محيط زندگی خويش را مطابق شرايط خويش تغيير میدهد، اما تنها موجودی است که با اين کار تعادل محيط خويش را به هم میريزد.
۴) انسانها تمامی درجات هوش را از خود بروز میدهند، هوش چه از انسان به انسان، چه از زمانی تا زمان ديگر دچار تغيير میشود. جالب است که اين پراکندگی در انسان از تمام موجودات ديگر بيشتر است.
۵) دولفينها و نهنگها به مراتب بيش از آدمها خوش میگذرانند.
۶) انسان به راحتی میتواند تمام سياره را با تمام موجوداتش نابود کند.
۷) مورد بالا نشان دهنده قدرت انسان نيست بلکه صرفا نشاندهنده حقارت محل زندگی اوست.
۸) تاريخ و آزمايشات علمیتر نشان دادهاست که بر خلاف تصور رايج انسان اشرف مخلوقات نيست.
Aug 1، 2002
تا به حال license agreement هيچ برنامهای را کامل خواندهايد؟
اين بالايی مال Microsoft هست. يعنی اين که شما حق نداريد نتيجه مقايسه محصولات ميکروسافت با ديگران را به کس ديگری بگيد! يعنی آزادی اظهار نظر پشم! البته پارسال يک شرکت نرمافزاری به علت ذکر همين جمله مجبور به پرداخت خسارت شد.
You may not disclose the results of any benchmark test of the .NET Framework component of the OS components to any third party without Microsoft's prior written approval
اين بالايی مال Microsoft هست. يعنی اين که شما حق نداريد نتيجه مقايسه محصولات ميکروسافت با ديگران را به کس ديگری بگيد! يعنی آزادی اظهار نظر پشم! البته پارسال يک شرکت نرمافزاری به علت ذکر همين جمله مجبور به پرداخت خسارت شد.
Jul 30، 2002
زندگی به طور کلی و منطق آن: ۴۲
بخش اول: جهانبينی به معنی واقعی کلمه:
۱) دنيا بسيار بزرگ است.
۲) دنيا بزرگتر از آنی است که بتوانيد فکرش را هم بکنيد.
۳) کافی است بفهميد دنيا چقدر بزرگ و خودتان چقدر کوچکيد تا در آن واحد به طور کلی از صحنه روزگار حذف شويد.
۴) به شما لطف کرده اند که نگذاشتهاند بفهميد دنيا چقدر بزرگ است.
۵) تازه باز دنيا به احتمال زياد محدود است.
۶) اگر بینهايت بود باز بهتر بود چون میگفتيم هيچکس نمیتواند آنرا درک کند، اما نه فقط خيلی خيلی بزرگ است.
۷) بزرگترين مسافتی که در فضا حرکت کردهايم حدود ۳۰۰۰۰۰۰۰۰ کيلومتر است که میشود دو برابر مدار زمين (البته نسبت به منظومه شمسی که خود متحرک است)
۸) تمامی ذرات عالم زمانی به هم نزديک بودهاند (مهبانگ) پس به علت برهمکنش آنها با يکديگر در تابع موج هر ذره از عالم (به فرض وجود يک نظريه کوانتيک از گرانش) اطلاعات فازی لازم برای شرح وضعيت کليه ذرات ديگر عالم وجود دارد.
۹) پس حتی در چيزی به بیاهميتی يک هويج نارس هم تصويری از تمام عالم نهفته است.
بخش اول: جهانبينی به معنی واقعی کلمه:
۱) دنيا بسيار بزرگ است.
۲) دنيا بزرگتر از آنی است که بتوانيد فکرش را هم بکنيد.
۳) کافی است بفهميد دنيا چقدر بزرگ و خودتان چقدر کوچکيد تا در آن واحد به طور کلی از صحنه روزگار حذف شويد.
۴) به شما لطف کرده اند که نگذاشتهاند بفهميد دنيا چقدر بزرگ است.
۵) تازه باز دنيا به احتمال زياد محدود است.
۶) اگر بینهايت بود باز بهتر بود چون میگفتيم هيچکس نمیتواند آنرا درک کند، اما نه فقط خيلی خيلی بزرگ است.
۷) بزرگترين مسافتی که در فضا حرکت کردهايم حدود ۳۰۰۰۰۰۰۰۰ کيلومتر است که میشود دو برابر مدار زمين (البته نسبت به منظومه شمسی که خود متحرک است)
۸) تمامی ذرات عالم زمانی به هم نزديک بودهاند (مهبانگ) پس به علت برهمکنش آنها با يکديگر در تابع موج هر ذره از عالم (به فرض وجود يک نظريه کوانتيک از گرانش) اطلاعات فازی لازم برای شرح وضعيت کليه ذرات ديگر عالم وجود دارد.
۹) پس حتی در چيزی به بیاهميتی يک هويج نارس هم تصويری از تمام عالم نهفته است.
Jul 26، 2002
شايد در مورد اين برنامههايي که ميتونن حرف زدن آدمو شبيهسازي کنن مثل Eliza و Alice شنيده باشين.
حالا MegaHal يه برنامه هست که اولش خالي شروع ميکنه ولي کمکم ياد ميگيره. حالا يه نمونه از اين برنامه يه وبلاگ هم درست کرده که از يه عده خاصي حرف زدن ياد گرفته!
حالا MegaHal يه برنامه هست که اولش خالي شروع ميکنه ولي کمکم ياد ميگيره. حالا يه نمونه از اين برنامه يه وبلاگ هم درست کرده که از يه عده خاصي حرف زدن ياد گرفته!
Jul 25، 2002
در استراليا راي دادن اجباري ميباشد! در ضمن دولت به حزبهاي مهجور براي مبارزه انتخاباتي کمک مالي ميکند.
ديروز در يک جنون جمعي شرکت کردم. اين کنفرانس در MIT هست و اينها هم بدجوري سر تکنولوژي ( که خدا ما را از آن حفظ کناد) با دره سيليکون از توابع کاليفرنيا* چشمهمچشمي دارند و از همين رو ديروز يکي از کنفرانسها رو که سخنران نتونسته بود بياد رو به طريقه videoteleconferencing انجام دادند. (قابل توجه هدر: تازه اينجا همه هواش آلوده به اينترنته، ديگه حالمون داره به هم ميخوره)
*California:
From Latin 'calor', meaning "heat" (as in English 'calorie' or Spanish 'caliente'); and 'fornia', for "sexual intercourse" or
"fornication." Hence: Tierra de California, "the land of hot sex."
Jul 24، 2002
ديشب رفتيم موزه حجهالاسلام جان فيتزجرالد کندي که يکي از عوضيترين رييس جمهورهاي اتازوني بوده و سرش هم بدجوري بوي دموکراسي ميداده...
اين موزه خيلي عظيم و باحال بود اما ميدونستين که اينا براي تکتک رييس جمهوراشون موزه دارن؟
هيچ ميدونستين که کندي ميخواسته جنگ ويتنامو تموم کنه اما از ترس اين که راي نياره تو دور دوم ميذاره براي بعد ولي بعدش «عدل» جوونمرگ ميشه! و افتخار تموم کردن اين جنگ ميره واسه نيکسون!
راستي ميدونستين اين «نبرد عليه تروريسم» اولين اعلام جنگ آمريکا بعد از جنگ جهاني دومه؟
اين موزه خيلي عظيم و باحال بود اما ميدونستين که اينا براي تکتک رييس جمهوراشون موزه دارن؟
هيچ ميدونستين که کندي ميخواسته جنگ ويتنامو تموم کنه اما از ترس اين که راي نياره تو دور دوم ميذاره براي بعد ولي بعدش «عدل» جوونمرگ ميشه! و افتخار تموم کردن اين جنگ ميره واسه نيکسون!
راستي ميدونستين اين «نبرد عليه تروريسم» اولين اعلام جنگ آمريکا بعد از جنگ جهاني دومه؟
يک زماني در آمريکا ميگشتند دنبال کمونيستها، در دوران به اصطلاح مککارتيسم... الان يک کم اوضاع فرق کرده:
«آيا شما اکنون يا در گذشته پستمدرنيست بودهايد؟»
الان توي آمريکا نسبيگرايي چنان محکوم ميشود که فکر ميکني اين تلويزيون آمريکا نيست بلکه مال حوزه علميه است...
«آيا شما اکنون يا در گذشته پستمدرنيست بودهايد؟»
الان توي آمريکا نسبيگرايي چنان محکوم ميشود که فکر ميکني اين تلويزيون آمريکا نيست بلکه مال حوزه علميه است...
Jul 23، 2002
چند ثانيه پيش از مرگ حتمي نجات پيدا کردم. توي اين کنفرانس يک نفر هم از آژانس امنيت ملي آمريکا اومده که کارت هم نداره، آدرس هم نداره شماره تلفن هم نداره! خيلي خطرناکه!
همين چند لحظه پيش ديدم که يه چيز نرم پشمالويي روي گردنم حرکت ميکنه، با دست انداختمش پايين و ديدم که يک زنبور بسيار خطرناک بود! خلاصه اين يکي که به خير گذشت...
همين چند لحظه پيش ديدم که يه چيز نرم پشمالويي روي گردنم حرکت ميکنه، با دست انداختمش پايين و ديدم که يک زنبور بسيار خطرناک بود! خلاصه اين يکي که به خير گذشت...
Jul 22، 2002
Jul 21، 2002
اشتراک در:
پیامها (Atom)