۸ مرداد ۱۳۸۱

Keeper of the shadowland is not everybody's friend
تولدت مبارك!
زندگی به طور کلی و منطق آن: ۴۲

بخش اول: جهان‌بينی به معنی واقعی کلمه:

۱) دنيا بسيار بزرگ است.

۲) دنيا بزرگ‌تر از آنی است که بتوانيد فکرش را هم بکنيد.

۳) کافی است بفهميد دنيا چقدر بزرگ و خودتان چقدر کوچکيد تا در آن واحد به طور کلی از صحنه روزگار حذف شويد.

۴) به شما لطف کرده اند که نگذاشته‌اند بفهميد دنيا چقدر بزرگ است.

۵) تازه باز دنيا به احتمال زياد محدود است.

۶) اگر بی‌نهايت بود باز بهتر بود چون می‌گفتيم هيچ‌کس نمی‌تواند آن‌را درک کند، اما نه فقط خيلی خيلی بزرگ است.

۷) بزرگترين مسافتی که در فضا حرکت کرده‌ايم حدود ۳۰۰۰۰۰۰۰۰ کيلومتر است که می‌شود دو برابر مدار زمين (البته نسبت به منظومه شمسی که خود متحرک است)

۸) تمامی ذرات عالم زمانی به هم نزديک بوده‌اند (مهبانگ) پس به علت برهمکنش آن‌ها با يکديگر در تابع موج هر ذره از عالم (به فرض وجود يک نظريه کوانتيک از گرانش) اطلاعات فازی لازم برای شرح وضعيت کليه ذرات ديگر عالم وجود دارد.

۹) پس حتی در چيزی به بی‌اهميتی يک هويج نارس هم تصويری از تمام عالم نهفته است.

۴ مرداد ۱۳۸۱

شايد در مورد اين برنامه‌هايي که ميتونن حرف زدن آدمو شبيه‌سازي کنن مثل Eliza و Alice شنيده باشين.
حالا MegaHal ‌ يه برنامه هست که اولش خالي شروع ميکنه ولي کم‌کم ياد ميگيره. حالا يه نمونه از اين برنامه يه وبلاگ هم درست کرده که از يه عده خاصي حرف زدن ياد گرفته!

۳ مرداد ۱۳۸۱

در استراليا راي دادن اجباري ميباشد! در ضمن دولت به حزبهاي مهجور براي مبارزه انتخاباتي کمک مالي ميکند.
ديروز در يک جنون جمعي شرکت کردم. اين کنفرانس در MIT هست و اينها هم بدجوري سر تکنولوژي ( که خدا ما را از آن حفظ کناد) با دره سيليکون از توابع کاليفرنيا* چشمهمچشمي دارند و از همين رو ديروز يکي از کنفرانسها رو که سخنران نتونسته بود بياد رو به طريقه videoteleconferencing انجام دادند. (قابل توجه هدر: تازه اينجا همه هواش آلوده به اينترنته، ديگه حالمون داره به هم ميخوره)


*California:


From Latin 'calor', meaning "heat" (as in English 'calorie' or Spanish 'caliente'); and 'fornia', for "sexual intercourse" or
"fornication." Hence: Tierra de California, "the land of hot sex."


۲ مرداد ۱۳۸۱

ديشب رفتيم موزه حجه‌الاسلام جان فيتزجرالد کندي که يکي از عوضيترين رييس جمهورهاي اتازوني بوده و سرش هم بدجوري بوي دموکراسي ميداده...
اين موزه خيلي عظيم و باحال بود اما ميدونستين که اينا براي تک‌تک رييس جمهوراشون موزه دارن؟


هيچ ميدونستين که کندي ميخواسته جنگ ويتنامو تموم کنه اما از ترس اين که راي نياره تو دور دوم ميذاره براي بعد ولي بعدش «عدل» جوونمرگ ميشه! و افتخار تموم کردن اين جنگ ميره واسه نيکسون!


راستي ميدونستين اين «نبرد عليه تروريسم» اولين اعلام جنگ آمريکا بعد از جنگ جهاني دومه؟
يک زماني در آمريکا ميگشتند دنبال کمونيستها، در دوران به اصطلاح مک‌کارتيسم... الان يک کم اوضاع فرق کرده:


«آيا شما اکنون يا در گذشته پست‌مدرنيست بوده‌ايد؟»


الان توي آمريکا نسبيگرايي چنان محکوم ميشود که فکر ميکني اين تلويزيون آمريکا نيست بلکه مال حوزه علميه است...


۱ مرداد ۱۳۸۱

چند ثانيه پيش از مرگ حتمي نجات پيدا کردم. توي اين کنفرانس يک نفر هم از آژانس امنيت ملي آمريکا اومده که کارت هم نداره، آدرس هم نداره شماره تلفن هم نداره! خيلي خطرناکه!

همين چند لحظه پيش ديدم که يه چيز نرم پشمالويي روي گردنم حرکت ميکنه، با دست انداختمش پايين و ديدم که يک زنبور بسيار خطرناک بود! خلاصه اين يکي که به خير گذشت...

۳۱ تیر ۱۳۸۱

آهاي با تو ام ...



راستي اون دفعه چون قالب وبلاگم گم شده بوئ لينک خورشيد جا موند شرمنده!

۳۰ تیر ۱۳۸۱

چون دسترسي به کامپيوترم ندارم بد نيست يه مدت عکس جديد نگذارم!


هژير!!!! کجايي؟
خوب که چي؟

بوستون هم يک شهري هست مثل بقيه گيرم يک کم قشنگتر ...

گرمه!

آمريکا corporate خالص هست.

۲۸ تیر ۱۳۸۱

حالا من كه فردا ميرم اتازوني

ديگه هم اينكه شايد دوباره يه چيزاي جالبي نوشتم...
مگه نگفتم كامنت ندين؟ خوب حالا بدين...

۲۴ تیر ۱۳۸۱

فعلا كامنت ندين.
يک: آمريکا مجبور است به عراق حمله کند.

دو: آمريکا بايد از همه جهات به عراق حمله کند تا شانس موفقيت سريع داشته باشد: ايران، ترکيه، سوريه و عربستان سعودی.

سه: اگر خدای نکرده اتفاقی برای خلبان‌های آمريکايی بيافتد و آن‌ها در ايران فرود بيايند چه؟

چهار: حکومت ايران با حکومت آمريکا دشمن است ( علناً)

پنج: حکومت ايران با مردم آمريکا (از جمله سربازانشان) دوست است.

شش: مردم ايران با حکومت و مردم آمريکا دوستند و يک ايرانی پيدا نمی‌شود که سر يک آمريکايی را حتی اگر يهودی باشد ببرد.

هفت: مردم آمريکا با حکومت و مردم ايران دشمن هستند.

سوال: حکومت آمريکا با حکومت و مردم ايران چه رابطه‌ای دارد؟

سوال: در دور بعد جرج بوش پسر جای خود را به هيلاری کلينتون مادر می‌دهد و خاتمی هم جای خود را به کس ديگری (چه کسی) می‌دهد، آن وقت چه می‌شود؟

۱۸ تیر ۱۳۸۱

يک آقايی هستند به نام Sokal که به تنهايی پايه‌های اساسی علوم اجتماعی را لرزانده‌اند.

اين شخص که فيزيکدان محترمی در دانشگاه NYU هستند، يک مقاله تحت عنوان تخم‌مرغی «عبور از موانع: به سوی هرمنوتيکی تبديلگرا از گرانش کوانتومی» در مجله بسيار وزين Social Texts چاپ کرده‌اند. اين مقاله غزعبل خالص است. بعد خود يارو تکمله‌ای بر آن نوشته و برای همان مجله فرستاده که گول خورديد و اين يک parody بود! که البته ديگر چاپ نکردند، (پيرو حديث نبوی «مومن از يک سوراخ دو بار گزيده نمی‌شود.») خلاصه اين موضوع گند تازه‌ای بر پيکر مقدس علوم اجتماعی وارد کرده‌است.

اين صفحه يارو است.

۱۵ تیر ۱۳۸۱

کامپيوتر دانشگام خراب شده بود، درستش کردم: مرگ بر VMware.

Blogger قالب صفحم رو خورد، درستش کردم (يادتون باشه شما هم از قالبتون يک جای امن يک کپی درست کنيد!)

من جای اين بلاگر بودم به جای قالب صفحه هپلی، چند فنجون ساکی داغ می‌خوردم!

۱۲ تیر ۱۳۸۱

همه چيز زياد است... همه چيز خوب است ... همه چيز راحت است ... اگر نظر مرا بخواهيد ... کاری از پيش نمی‌توان برد، تمامی روياهای انسان برآورده خواهند شد، جز يکی ... پرواز.

۱۰ تیر ۱۳۸۱

يه چيز خفن پيدا شده! يه ديوونه‌هايی رفتن آمار تکرار اعداد(چه به رقم، چه به حروف) در متون اينترنت نمودار تهيه کردن و يه Applet جاوا درست کردن که ميتونين خيلی چيزا رو توش تغيير بدين و البته پرطرف‌دارترين عدد هم همونيه که فکر می‌کنين.